دل نوشته ها
شعرهايي براي ديدن و شنيدن.
درباره وبلاگ
مهر..آنا

سلام پر مهر من به تمام بازدیدکنندگان مهرآنا هستم که به شعر خیلی علاقه دارم و دوست دارم بهترین شعرها با توجه به مفهومش رو جمع آوری کنم و در اختیار دیگران بذارم تا اونها هم لذت ببرن.نوشته های من بیشتر حسی که تجربه دیگران به من انتقال داده میشه........ خودم بشتر نثرم خوبه و یه چیزهایی می نویسم. به طورجدی که در این زمینه کار کنم بهش فکر نکردم . شاید به خاطر اینکه بشتر درگیر کارم هستم .ادرس کانال شعر من در تلگرام https://telegram.me/kimiya_mehrana

موضوعات
     
نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed
۱۳٩٥/٢/۸ :: ٦:٥٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مهر..آنا

گاهی بعضی از آدمها.........

گاهی دلت برای بعضی ها تنگ میشود، فقط تنگ می شود........

گاهی بعضی ها فقط به دیدنشان قانع می شوی رفت و آمدی دارند و در دفتر ذهنتان حضورشان تیکی می خورد و بایگانی می شود تا روزی دیگر...............

اما بعضی ها ماندگارن امان از ماندگاری هایی که یادگاری هم داشته باشندبه قول خودمان خاطره هایی که از جز شروع می شود و در کل یقمان را می گیرد ول کنم نیست آنقدر پرازدحام می شود که کله ات سوت میکشد، هر چه زجه میزنی که خفه اش کنی در روزمرگی هایت نمی شود که نمی شود.............

میشود درد ...بغض... همان بغضی که در گلو باید خفقان بگیرد قورت شود تا صدایش به دار سکوت خفه شود.....

خودمانیم عجب مرضی است این بعضی آدمها.....

بانوی تنها مهرآنا



موضوع مطلب :
۱۳٩٥/۱/۱۱ :: ٥:٠۸ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مهر..آنا

هر گاه دلم خسته میشود از روزگار ...هر گاه چشمانم از دردهای زمانه پر از اشک میشود...بعد از خدا به تو پناه میاورم مادرم ....امن ترین گنجینه رازهایم...امن ترین غصه های دردم....همان حرفهایی که فقط به خدا میگویم در گوش تو زمزمه میکنم...رازهایی که فقط طاقتش را به تو داده او که مرا عمر بخشیده...

تمام حرف من برای مادرم ...تمام درد من برای مادرم...تمام حمل این تحملم...به دوش خسته فرشته ای به نام مادرم...مادرم...

مهرآنا



موضوع مطلب :
۱۳٩٥/۱/٦ :: ٢:۳٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مهر..آنا

عید که می شود

دلم شادی کودکانه میخواهد

قلب پر ترانه میخواهد

باز هم عید باز هم امید و خنده....باز هم مهربانی هایی که دوباره جان میدهند به تن خسته ما....باز هم جشن عاطفه هایی که در روزمرگی هایمان به زیر دغدغه های زندگی محو شده بودند...باز هم بوی همان زندگی که روزها سپری کردیم ساده از کنار ثانیه هایش گذشتیم.........

همه اینها رو با بوی عید در ته قلبهامون باز هم حسشون میکنیم به هم عیدی میدیم چی بالاتر از این...بوی عیدی

مهرآنا



موضوع مطلب :
۱۳٩٤/۱۱/۱٤ :: ٩:٠٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : مهر..آنا

از همیشه  بیشتر به تو وابسته ترم.......نمی دانم ......شاید به روزهایم حالی کرده ام...

مناسب نبود .................روزگارم بی تو

 

مهرآنا



موضوع مطلب :
۱۳٩٤/۱٠/۸ :: ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مهر..آنا

 

اعتماد می کنم به روزهایی که مرا در آغوش خواهد کشید

این بار به عقل قول داده ام و به احساس صبر

 

بانوی تنها.مهرآنا



موضوع مطلب :
۱۳٩٤/۱٠/۸ :: ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مهر..آنا

 

 

دنیا را همانند وام دهنده ای می دانستم که اقساطش

به  ثانیه تا سال را

با من به درد شمرد

 

بانوی تنها مهرآنا



موضوع مطلب :
۱۳٩٤/۸/٢٦ :: ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مهر..آنا

 

 روزگارم بد نیست سر ذوقی شادی و دلی خوش راضی و غمی کم کوچک که نشان از تنهایی است.

........................................

یادت باشد هدیه من به تو روحم بود چیزی فراتر از جسمم

هر آنچه که داشتم و دارم کاش می دانستی

........................................

آن هنگام که هوای من از تو سیر می شود

باز هم دلم از نبود تو دلگیر می شود

غم به روی من ماتم گیر می شود

..................................

اشک در چشمانم جاری است

قطره هایش هاله ای از تصویر توست

.....................................

قایقم طوفانی است......دل من بارانی است

ببار باران .....ببار باران

که دنیا به کام من ناراضی است

 

 

 



موضوع مطلب :
۱۳٩٤/۸/٢٥ :: ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : مهر..آنا

 

 

 

باران پاییزی یاد آور روزهایی است که درون برگ های خزان نام تو را در خاطر ذهن

می رویاند.....اما این بار به پاییز و بارانش خواهم گفت ....ببار باران ..........ببار باران

تا ذهنم پاک شود از تمام خاطره هایی که قلبم را تیره می کند تا دوباره جوان شوم....

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوع مطلب :