دل نوشته ها

شعرهايي براي ديدن و شنيدن.

+ قرار نبود

نفرین به تو ،که بی تو چه سخت است با تو چه ناهموار .

نمی شود نخواهد شد در هرگز خلاصه می شود .

تو باید بگذری از من .....من باید بگذرم از تو .....تنها چاره این درد بی درمان 

گذشت از عشق بی حاصل ...............

نویسنده : sohrabi ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ آن روزها

آن روزها .....آن روزها که تو بر من خیره میشدی من  دور از ذهن تو ،در تو محو می شدم  و در سکوت نگاهت بر دلم زخم می شدم.آن روزها تو تشنه بودی من بی خبر از عطشت،آرام در کنار دریا عشق می خندیدم امروز که من از نبودت در سراب این کویر بی قرار قدم می زنم تو را پیدا نمی کنم گریه می کنم .......

عشقی که مرا عاشق کرد امروز مرا به رفتنش قانع کرد .

امروز که به بود تو عادت کردم تو خواهی رفت قلبم شکست ،احساسم با طغیانی سرکش ایستاد ........................تو بروی من چه میشوم .

غزل

نویسنده : sohrabi ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ حرف نزن

زبان بگشا اما نیازارم ببین چشم از تو بر نمی دارم

رخ از من بر نمی گیری به دور حتی اگر نمی بینم 

تو از دور .......من از دوری پنهان.... ببین چشم از هم بر نمی داریم 

تو گفتی آرام ....قلب من را شکستی ............................................                       ...     من آرام می گویم تو سالهاست که با سکوت قلب مرا شکستی.

چشم از من بردار چشم از تو برخواهم داشت............... تویی که راستی راستی گفتی من می خواستی

نویسنده : sohrabi ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ امید

چشم که باز می کنی در دنیایی پر از ابهام  رو به روزنه ای در پی یک گمشده می گردی . در انتظار با سکوتی دلخراش چشم به راه جاده ای نا معلوم خیره می مانی.

اما در فکری به عمق تنهایی زمزمه می کنی ..........امید ریشه تمام دلخوشی هاست.

نویسنده : sohrabi ; ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ من و تو

دوست داشته باش مرا برای لحظه ای که جان را برای با تو بودن هدیه می کند.لحظه هایی که برای بهترین خاطرات روزهای دلتنگی بوده و خواهد بود.چقدر دلم تنگ است برای دیدنت دلتنگ است.

از کوچه پس کوچه های خاطرات که برمیگردم تکه های جامانده ذهنم را فقط با تو پیدا می کنم.

سکوت که می کنی مرا بیشتر از خود دور می کنی سکوت همیشه جواب نیست عذاب است.

غزل

نویسنده : sohrabi ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ خط خورده

من تو را بارها خط زدم اما نمی دانستم این خط خوردگی رنگی ندارد .بیرنگی بر اسم تو را نام  نامریی بر من زده اند .کاش به مریی شدن میرسید .ای کاش

وقتی احساس قلم خط خوردگی را بدست می گیرد و با خشم اسم تو را خط میزند  آرام زمزمه می کند ای دل رها شدن بهتر از خون دل خوردن است .       

روزی که تو بروی............ من رها شدن را در آغوش خواهم کشید!!!!!

 

دوست داشتم را به خاک سرد سپرده ام شاید دلم آرام گیرد.

 

چشمم به تو که می افتد تمام من از یادم میرود .تو چقدر دلسنگی................ تمام من در چشم تو به فراموشی میرود. من چقدر دلتنگم .........

 غزل

نویسنده : sohrabi ; ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ شاد بودن

مرا در نگاه تو شاد می بینند تو را در نگاه من شاد می بینند 

اما نمی دانم چرا هنوز غمگینیم ................

 

تو را در سرزمین آفتاب دیدم سایه نداشت نورش چشمانم را بینا می کردم .روحم را صیقل و دلم را شاد می کرد.اما نمی دانم چرا هنوز غمگینم .......

غزل

نویسنده : sohrabi ; ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ باز هم سکوت

حرف عشق که می شود تو سکوت می کنی من در خود فرو میروم................................

حرف دل که می شود تو در چشم من ....من در چشم تو پر از غرور می شویم .........

در نگاهمان سردی در دلمان پر از غوغاهای پنهان ...................................

کنار هم  از هم دور ,چشم به راه هم در راه هم ........................

دو خط موازی در  کنار هم ..................................                                                      غزل 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : sohrabi ; ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد