نمی خوام.......

نمی خوام با کسی باشم

می ترسم یه روز تنها شم

بری تو از پیشم

یه عمر اسیر غصه ها شم

کاشکی بدونی زجر لحظه ها مو

دربدری و احساس زجه ها مو

تمام غصه ام پر از دردای ناجوره

ولش کن بهتر میشم آخه نیستش آخریشم

من شاکی از نامردی های راهم

تو شاکی از نامردی های بی گاهم

من ندون وصله ناجورم 

آخه دنیا نمیخواد باید بزارم سوا شم 

از تو و عشقم.......

 

بانوی تنها غزل

/ 1 نظر / 4 بازدید
صورتی

سلام.من همیشه اشعار زیباتون میخونم .