سیمین

 

گفتی که می بوسم تو را
گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بیند کسی
گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟
گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

 

/ 1 نظر / 12 بازدید
عاشق کوهستان

[گل][دست][لبخند]سلام امروز خراب دیشبم از بوسه لبریز حرارت و تبم از بوسه روی لبم بدوز لبهایت را امروز که من لبالبم از بوسه ........