دلا بسوز که سوختن کار توست .........

دلابسوز که سوز تو کارها بکند

دعای نیم شبی دفع صد بلا بکند

تو با خدای خود انداز و دلخوش دار

که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند 

عتاب یار پریچهره عاشقانه بکش

که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

طبیب عشق مسیحا دمست و مشفق لیک

چو درد در تو نبیند که را دوا بکند 

زملک تا ملکوتش حجاب بردارند

هر آن که خدمت جام جهان نما بکند

ز بخت خفته ملولم بود که بیداری

به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند 

بسوخت حافظ و بوئی به زلف یارنبرد

مگر دلالت این دولتش صبا بکند



/ 1 نظر / 16 بازدید