فاصله

من از این فاصله ها دلگیرم 

بی تو اینجا چه غریبانه شبی می میرم

دل من با همه آدمکانی که به دنبال  توأ ند

تهی می گردد ، من با خود خود درگیرم 

دیر سالی است که می خواهم از اینجا بروم

ولی انگار که با قلب زمین  زنجیرم

مثل این است که با هق هق خود

روی سجاده احساس تو جان می گیرم

ساعت گریه و غم هیچ نمی خوابند و من

در الفبای  زمان این تقدیرم  

/ 1 نظر / 15 بازدید
شباهنگ

سلام روزی گلی از دست محبوبی رسید به دستم بدو گفتم که مشکی یا عبیری که از بوی دلاویز تو مستم بگفتا: من گلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گل نشستم کمال همنشین در من اثر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم من اومدم امیر حسینم...از رصد خانه پیام دادید من هم با اجازه مهمون خونه ی مجازیتون شدم ساده و زیباست با اجازه بای