یلدای من

یلدا که میشه یاد نوروز میوفتی آخه تنها بهونه ای که همه دور هم جمع میشن آقاجون و ننجون  و عمه, خاله ، دایی و عمو، همه بچه های فامیل..............

وای چه هیاهویی و چه حس خوبی .........

چه روزای خوبی بود آره بود اون موقع ها دلمون پر از شادی های رنگارنگ بود . خونه عزیزجون تنها آرزوی روزهای تابستون و عید مون بود .

که مامان و بابا بدون چون و چرا با یه لبخند رضایت می دادن

شب یلدا هم بوی همون روزا را میداد .........................

یلدای من کاش شبت روز نشود و سیاهی پر از رنگارنگت همیشه پر از شادی های کودکانه ما باشد

یلدای من کاش قصه های شیرین عزیز و بچه بشین آقاجون تو  در ذهن کوچک من دوبار زنده شود

یلدای من تو را در سالهای کودکیم  همانند الماس به خاک سپرده ام کاش دوباره نهانت را به پیدایی خورشید به جانم بتابانم 

یلدای من هنوز هم .......................غزل

/ 1 نظر / 5 بازدید
ادمین.

سلام وب خوب یدارید خوشحال میشم به وب منم سر بنید و اگه دوست داشتید با هم تبادل لینک داشته باشیم.[لبخند]