دیر آمدم

من برای عشق ورزیدن کمی دیر آمدم 

من پر از دردم،غریبم،سخت دلگیر آمدم

کاش باران می شدی یک لحظه بر شوره زار

کاش من هرگز نبودم از نگاهت شرمسار

خوب می دانی،اسیرم در خم گیسوی عشق

زندگی را می دهم،تنها به تار موی عشق

زندگی بی تو در چشم من،یعنی ملامت،یعنی عذاب

عشق دیگر هیچ نیستی بدون او،هستی یک سوال بی جواب

زندگی خوب می دانی که من افتاده این درگهم

خوب می دانی که از راز نگاه دلم بی اگه است

خوب میدانی هیچ کس قلب مرا این گونه طولانی نکرد

زندگی را به کامم بدون عشقش فانی نکرد

/ 1 نظر / 29 بازدید